غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

111

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

تئودوسيوس قيصر بزرگ او هفده سال پادشاهى كرد « 368 » و فرمان داد كه هر كس دين خود را داشته باشد . در سال پنجم پادشاهى او مردى به نام مكسيموس در رم خروج كرد . تئودوسيوس ، سپاه بر سر او فرستاد و به قتلش آورد . در سال ششم پادشاهىاش برايش پسرى زاده شد او را هونوريوس نام نهاد . و در اين سال چيزى چون عمودى آتشين در آسمان پيدا شد و يك ماه بماند . و هم در اين سال به هنگام نيمروز در ماه آذار هوا تاريك شد ، چون تئودوسيوس بيمار شد پسر خود هونوريوس را حاضر آورد و با او به پادشاهى بيعت كرد و به جانب مغربش فرستاد . همچنين با پسر ديگرش آركاديوس نيز بيعت كرد و به سوى مشرقش روان كرد . او خود در سن شصت سالگى از دنيا رفت . اركاديوس قيصر سيزده سال پادشاهى كرد . « 369 » در اين سال يوحناى زرين دهان « 370 » بطريرك قسطنطنيه شد و بر انجيل تفسيرى نوشت . او در اين هنگام بيست و هشت سال داشت . كشيشان را از بسيارى از اعمال فسادناك منع كرد . از اين رو كشيشان كينهء او به دل گرفتند و در پى آن بودند كه از او لغزشى سرزند . يوحناى زرين دهان ملكه اودكسيا را از غصب كردن تاكستان بيوه زنى نهى كرد و او را به ايزابل زن اخاب پادشاه يهودا كه او نيز تاكستان بيوه زنى را غصب كرده بود تشبيه كرد . روزى ملكه سوار شد و بيست و نه اسقف از آن گروه كه با يوحنا دشمنى مىورزيدند با خود ببرد . اينان در شهر خالكدون « 371 » گرد آمدند و يوحنا را از مرتبه‌اى كه داشت فرو افكندند . دليلشان اين بود كه او از نگريستن در كتابهاى اوريگانوس « 372 » منع كرده است . چون مردم قسطنطنيه از اين امر آگاه شدند بشوريدند و آهنگ آتش زدن سراى سلطنت كردند . پادشاه بيمناك شد و يوحناى زرين دهان را بخواند و بار ديگر به مقام خود برد . چون يوحنا بازگشت تنديس ملكه را كه در نزديكى كليسا بود برداشت . و روزى به هنگام وعظ او را ملكهء هيروديا خواند ، يعنى همان ملكه‌اى كه يحياى تعميد دهنده پسر زكريا را كشته بود . ملكه از اين سخن در خشم شد و نزد اپيفانوس ،